مدیریت استراتژیک - اهداف بلند مدت
مدیریت استراتژیک - اهداف بلند مدت
حسین عبدی
مقدمه
استراتژی ها با مدنظر قراردادن اهداف بلند مدت سازمان تعیین و تدوین می شوند یا بهتر است بگویم که استراتژی ها برای محقق ساختن هدف های کلان سازمان و دستیابی به آنها تدوین می گردند .
اهداف کلان و مدیریت استراتژیک
تعیین اهداف بلند مدت ، مرحله ای از مراحل فرآیند مدیریت استراتژیک می باشد که می توانید آن ها را پس از انجام مراحل ارزیابی عوامل بیرونی و درونی و با نگاهی به چشم انداز سازمان تعیین نمایید . در مرحله ایجاد استراتژی ها و سپس انجام ارزیابی برای انتخاب تعدادی از آن ها شما بایستی که اهداف کلان و بلند مدت سازمان خود را تعیین نمایید . جهت تعیین اهداف کلان به صورت مناسب ، نکاتی در این مطلب آورده شده که راهنمای شما می باشد .
ویژگی های اهداف بلندمدت
هدف های بلند مدت در بازه های دو تا پنج ساله قرار می گیرند . این اهداف بایستی
قابل اندازه گیری بوده و به صورت کمی و مقداری قابل سنجش باشند
واقعی و قابل پذیرش
روشن ، شفاف و مشخص
دارای چهارچوب زمانی
چالش برانگیز اما قابل دستیابی باشند
انواع اهداف کلان
عموما هدف های بلند مدت برپایه توسعه ، ارتقاء و بهبود ، بیان می گردند و نمایانگر رشد و پیشرفت می باشند . شاید نیاز به یادآوری نباشد و بلکه بدیهی نیز به نظر می رسد که هدف ها در چه حوزه هایی قرار دارند وحاکی از بهبود در چه زمینه هایی می باشند با اینحال در زیر چند نمونه از اهداف کلان و بلند مدتی که سازمان ها برای خود اختیار می کنند را ارائه می کنیم .
· افزایش حجم فروش و ارزش ریالی آن
· بهبود سهم سازمان از بازار
· افزایش سودآوری
· تنوع در ارائه محصولات
· توسعه سخت افزاری و زیرساخت های شرکت و افزایش دارایی های سازمان
· بهبود ارزش سهام شرکت یا سهم هر سود
· افزایش اعتبار و خوش نامی برند یا برندهای محصولات شرکت
· صادر کردن محصولات شرکت به خارج از کشور یا افزایش میزان صادرات و به دست آوردن بازار در عرصه بین المللی
مزایا و منافع تعیین اهداف کلان و بلندمدت سازمان
اگر هدف هایی کلان مانند آنچه که تعدادی از آن ها در بالا آورده شد را به صورتی مشخص و شفاف برای سازمان خود تعیین کنید ، مطمئن باشیدکه منافع زیادی را برای سازمان به همراه خواهند آورد . برخی مزایای حاصل از تعیین صحیح اهداف کلان شامل موارد زیر می باشد .
هدف های بلند مدت
· مسیرحرکت و سمت و سوی فعالیت های سازمان را مشخص می نمایند
· باعث هم افزایی می شوند
· آنها آیتمی مناسب و موثر برای به کارگیری در فرآیندهای گوناگون ارزیابی می باشند .
از اهداف بلند مدت می توانید در ارزیابی عملکردمدیران ارشد ، مدیران میانی ، ارزیابی عملکرد پرسنل استفاده کنید . حتی برای سنجش سطح عملکرد کلی سازمان نیز می توان آن ها را به کار گرفت. میزان تحقق اهداف کلان سازمان ، معیاری مناسب برای ارزیابی های مختلف می باشد .
· استفاده از اهداف کلان در تعیین اولویت ها
یکی از کارکردهای مهم اهداف کلان به کار بردن آن ها در اولویت بندی پروژه ها، فعالیت ها و اقدامات در سطوح مختلف سازمان می باشد . معمولا هنگام تصمیم گیری در مورد انتخاب پروژه های مختلف مانند طراحی و ساخت محصول جدید، ارزیابی پروژه های تحقیق و توسعه ، انتخاب از بین پروژه های بهبود ، جذب و پذیرش قراردادها و سفارش های مشتریان و غیره قدری پیچیدگی و ابهام وجود دارد و انتخاب مقداری مشکل می شود اما در صورتی که اهداف عمده سازمان به صورتی شفاف تعیین و تدوین گردیده باشد بسیار کمک می کند که تصمیم گیری بهتر و موثرتر انجام شود زیرا که ملاک و معیار جدی و مناسبی برای انتخاب وجود دارد .
· کاهش عدم اطمینان
معمولا تمام برنامه ریزی ها بر پایه یک سری پیش بینی ها استوار می باشد و آنچه که در مورد پیش بینی ها به قطعیت می توان گفت آن است که همیشه با درصدی خطا همراه می باشد . این عدم قطعیت و این عدم اطمینان با تعیین اهداف سازمان ، قدری کاهش پیدا می کند و جای خود را به اطمینان و اعتماد بیشتری می دهد .
· کاستن از سطح تعارض ها و تضاد ها
اگر اهداف کلان سازمان با مشارکت مدیران تعیین شوند و اگر در مورد آن اهداف اتفاق نظر و همرایی وجود داشته باشد آنگاه تعارض ها ، مخالفت ها و اصطکاک بین مدیران به کمترین حد خود خواهد رسید .
· سازمان دادن به منابع سازمان
سازمان دهی مجدد نیروهای انسانی سازمان و شکل دهی دوباره ساختار سازمانی با هدف اثربخشی بهتر در راستای تحقق اهداف کلان سازمان از منافع تعیین اهداف بلند مدت سازمان می باشد .
· طرح ریزی مشاغل
طرح ریزی شغل ها و وظایف پرسنل و یا بازنگری شرح وظایف کارکنان با توجه به اهداف سازمان باعث اثربخشی بهتر و موثر تر در ایفای نقش های سازمانی افراد و اعضای سازمان می گردد
· بهبود انگیزه پرسنل
تشویق پرسنل و تقویت روحیه آن ها با توجه به مشخص شدن مقصد و موقعیتی که سازمان می خواهد به آنجا برسد مزیتی قابل توجه می باشد .
· بالا بردن سطح درک مدیران و کارکنان سازمان
پرسنل سازمان از جایگاه سازمانی خود ونقشی که آن ها در رساندن سازمان به جایگاه مطلوب آن دارند درک لازم را پیدا می کنند
· ایجاد مبنای پایدار برای تصمیم گیری
معمولا مدیران ارشد و میانی دارای دیدگاه ها و رویکردهای متفاوت و گوناگونی بوده که در نحوه برنامه ریزی و اجرای فعالیت ها تأثیر گذار می باشد . اهداف کلان مبنایی پایدار و یکسان را برای همه ایجاد کرده و برآیند همه فعالیت ها را به سمت اهداف بلند مدت سازمان تغییر جهت می دهد.
توجه داشته باشید که تعیین اهداف بلند مدت سازمان صرفا در زمان اجرای فرآیند مدیریت استراتژیک ، الزامی و کارساز نمی باشد . در کل سازمان های بدون اهداف کلان و شرکت هایی که برای بلند مدت خود هدفگذاری نکرده اند مانند موجودی گیج و بی هدف بوده که در مسیری تاریک و مبهم به سمت ناکجاآباد حرکت می کند .
به ندرت می توان باور کرد و به سختی می توان تصور نمود که سازمانی بدون هدف به موفقیت دست پیدا کرده باشد . دستیابی به موفقیت تصادفی نیست ، از سر شانس و دلخوش به اقبال نیز نمی توان بود . فقط با تلاشی سخت و کوششی طاقت فرسا از سوی تمامی مدیران و کارکنان سازمان می باشد که می توان امیدوار بود تا سازمان به جایگاهی مطلوب و موقعیتی دلخواه خود دست پیدا کند.
مطالب مرتبط :
روش تحلیل عوامل درونی در برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک Internal Factor Analysis
تحليل محيط بيروني و ارزيابي عوامل خارجي در مديريت استراتژيک
مدیریت استراتژیک در نقطه صفر - قسمت اول