شاخص های مالی کافی نیستند

دلایل نارسایی سنجش های مالی

تا اواخر دهه 1980 سيستم هاي سنتي عملكرد عمدتا متكي بر شاخص هاي مالي بوده و امور مالي اين شركت ها مسئول انجام اين ارزيابي ها بودند.

در عصر اقتصاد صنعتي معيارهاي مالي شاخص هاي خوبي براي سنجش موفقيت شركت ها بودند.چرا كه مزيت هاي رقابتي آن عصر عمدتا مبتني بر كاهش بهاي تمام شده ي ناشي از صرفه ي مقياس و توليد انبوه بود.

در سال 1987 تحقيقي توسط انجمن ملي حسابداران آمريكا نشان داد كه 60 درصد از مجموع 260 مدير مالي و 64 مدير اجرائي شركت هاي آمريكائي از سيستم ارزيابي عملكرد شركت خود ناراضي بودنده اند.

در زیر برخی علل و دلایل ناکافی بودن تکیه بر شاخص های مالی در فرآیند مدیریت آمده است .

 

·         سنجش هاي مبتني بر سنجه هاي مالي توانائي ارزيابي دارائيهاي نامشهود و انعكاس تاثير آنها بر موفقيت سازمان ها را ندارند.

·         سنجش هاي مالي نشاندهنده رويدادهاي گذشته اند و نتايج عملكرد گذشته را نشان مي دهند . نه تداوم آن ها در آينده را

·         ارزيابي هاي مبتني بر سنجه هاي مالي فقط به سود و زيان كوتاه مدت شركت ها اهميت مي دهند .هر فعاليتي كه منجر به كاهش هزينه يا افزايش درآمد شود باارزش تلقي مي شود . در صورتيكه در همه موارد اين طور نيست مثل تعطيل كردن كلاس هاي آموزشي كاركنان

·         گزارش هاي مالي خلاصه و سرجمع فعاليت هاي سازمان اند و اطلاعات آن ها براي تصميم گيري سطوح خاصي از مديران و كاركنان غير قابل استفاده است.

·         صورت هاي مالي سنتي در بهترين حالت خود قادر به عملكرد بخش هائي از سازمان اند كه از تجميع آن ها عملكرد كل سازمان به دست مي آيد و در انعكاس اثرات ناشي از همكاري بين واحدهاي مختلف وظيفه اي(Cross Functional) ناتوانند.

·         صورت هاي مالي ارتباط منطقي و علت و معلولي بين عوامل محركه ي توفيق و ذستاوردهاي حاصله نيز برقرار نمي كنند.